ماه و مهر
   1   2   3   4   5   >>   >
  • فارا عطايي ( جمعه 13/2/1387 :: ساعت 6:5 عصر)
    سياه‌نمايي رسانه‌يي، ما را هم سياه کرده است!



    رسانه‌هاي گوناگون در سراسر دنيا، به نسبت بودجه و هزينه‌يي که از تامين‌کننده‌ي مالي خود دريافت مي‌کنند، وظيفه دارند خبرها را نيز در راستاي سياستها و اهداف همان اسپانسر تحليل و حتي گاهي تحريف کنند.


    چند روز پيش داشتم به راديو فـــردا (وابسته به کنگره‌ي آمريکا) گوش مي‌سپردم که گوينده شروع کرد به گزارش دادن: "آنچه که در جمهوري اسلامي (و نه ايران!) روز ملي فناوري هسته‌يي خوانده مي‌شود، ديروز در سراسر کشور توسط نيروهاي دولتي جشن گرفته شد..."


    حالا تاثير منفي اين نوع خبر خواندن را با عبارت زير مقايسه کنيد:


    "روز ملي فناوري هسته‌يي ديروز در سراسر ايران جشن گرفته شد."


    و من تصور مي‌کنم اگر مدتي بگذرد، در مورد خليج فارس هم خواهند گفت: "حوزه‌ي آبي نسبتاً بزرگي که توسط ايرانيان خليج فارس خوانده مي‌شود!" کما اينکه سياستهاي متحجرگرايانه‌ي کنگره براي ايزوله کردن ايران، احتمالاً تا همين حد نيز پيش خواهد رفت. جايي که جوانان و شهروندان ايراني نيز در بسياري از موارد، باورشان شده که ايران يک کشور منزوي است. نگاه نمي‌کنند به اينکه ايران بزرگترين شريک تجاري آسيايي ايتالياست، سومين شريک تجاري بزرگ فرانسه در خاورميانه است، بزرگترين شريک تجاري سوييس در خاورميانه است، بزرگترين شريک تجاري چين در خاورميانه است و حتي هنوز با شرکتهاي خصوصي آمريکا، رابطه‌ي تجاري دارد.


    اصلاً کسي به اين خبر توجه دارد که ايران بزرگترين شريک تجاري آسيايي و بزرگترين شريک تجاري نفتي نروژ است؟ کشوري که هر جا اپوزيسيونهاي داخلي و خارجي مي‌خواهند پيشرفت را مثال بزنند و از قضا بابت افتضاحات سياسي، اقتصادي و حقوق بشري آمريکا هم نمي‌توانند نام اين کشور را بياورند، به نروژ اشاره مي‌کنند که مرفه‌ترين کشور دنياست. فارغ از اينکه هيچ کس يادش نمي‌ماند اين کشور پادشاهي، تنها 4 ميليون نفر جمعيت دارد!!


    بسياري از مردم ما از روي شانتاژهاي خبري سي‌ان‌ان و بي‌بي‌سي باورشان شده که تحريمهاي اقتصادي سه‌گانه‌ي شوراي امنيت، کشور را دچار مشکل کرده. هرچند بايد پذيرفت که افزايش 50 تا 100 درصدي قيمتها و گراني غيرقابل چشم‌پوشي فعلي، نتيجه‌ي فضاسازي رواني در مورد همين تحريمهاست. اما شما کدام محصول آمريکايي، هلندي، نروژي يا آلماني را نياز داريد که در بازار پيدا نمي‌کنيد؟


    از نستله و کوکاکولا و اوربيت و ژيلت بگيريد تا نوکيا و مرسدس بنز. شما تحريمي مي‌بينيد؟


    اگر ما واقعاً تحريم شده‌ايم، پس 15 بازيکن آمريکايي NBA در ليگ بسکتبال ايران چه مي‌کنند؟ اگر ما تحريم شده‌ايم، IPHO 2007 چه بود که در اصفهان برگزار شد؟ (و در آن از هلند و انگليس و ايرلند و يونان تا هند و روماني و فنلاند حضور داشتند...؟) اگر ما تحريم هستيم، چرا پاکستان (به عنوان ناامن‌ترين کشور آسياي غربي و بزرگترين شريک تجاري آمريکا در منطقه) براي مسابقات تنيس جام ديويس، به ايران مي‌آيد؟


     اگر ما تحريم هستيم، رابرت تيت انگليسي چهار است در ايران چه مي‌کند؟ اگر ما تحريم هستيم، چه طور آلمان و انگليس و هلند و بلژيک حاضر مي‌شوند براي مسابقات جهاني دوچرخه‌سواري به ايران بيايند؟ اگر ما تحريم شده‌ايم، چه طور ورشکاران آمريکا، فرانسه، برزيل، کانادا، چک، شيلي، اسلواکي، کرواسي و... براي جام جهاني شمشيربازي به کيش مي‌آيند؟


    اگر ما تحريم هستيم، چه طور ژاپن به عنوان عزيزترين رفيق آمريکا در آسياي شرقي، وارادتش از ايران را 98 درصد افزايش مي‌دهد؟


    اگر ما واقعاً تحريم اقتصادي هستيم، دفتر رسمي شرکت آمريکايي کاتريپيلار و دفتر نمايندگي آلماني شرکت بيم در تهران از کجا آمده است؟


    مطمئناً همان رسانه‌هايي که خبر تحريم شدن ايران را به صورت 24 ساعته و در دويست بخش خبري تکرار مي‌کنند و پيروزمندانه خبر از منزوي ساختن ايران مي‌دهند، خبر انفجار در شيراز و هر خبر ديگري که نشان از ناآرامي يا نارسايي اقتصادي، فرهنگي و سياسي در ايران داشته باشد را هم با تمام قواي رسانه‌يي خود پوشش مي‌دهد. چرا کمي فکر نمي‌کنيم و از ذهنمان استفاده نمي‌کنيم؟ اين همه ظاهربيني و فريب خوردن از رسانه‌هاي پرزرق و برق تا کجا گريبان ما را خواهد گرفت؟


    آيا فکر کرده‌ايم که اين رسانه‌هاي به اصطلاح آزادي‌خواه و مستقل، با خبر تظاهرات ميليوني عليه بوش نيز همانگونه برخورد مي‌کنند که با خبر سقوط هواپيما در تهران؟ آيا اين رسانه‌هاي مستقل که هيچ خبري را سانسور نمي‌کنند و تابع هيچ قدرت و تطميعي هم نيستند، خبر توليد داروي آنژي پارس و گاما اينترفرون يا به فضا فرستاده شدن کاوشگر اميد را نيز پوشش خبري مي‌دهند؟


    تا زماني که الگوي جامعه‌ي متمدن و مترقي براي ما، کشوري باشد که جنايت و جرم از سر و رويش مي‌بارد، مطمئناً رسانه‌ي محبوب ما هم همان بي‌بي‌سي خائني خواهد بود که نام خليج فارس را به چند دلار مي‌فروشد و مولانا و رودکي و ابن‌سيناي ما را عرب مي‌خواند.


    فقط اگر يک زمان تصور کرده‌ايد که رسانه‌هاي غربي، بسي مستقل و آزادانديش هستند، بد نيست نگاهي به اين مقاله بيندازيد تا متوجه شويد که يک شرکت آمريکايي در آن واحد، چند روزنامه و شبکه‌ي تلويزيوني را اداره مي‌کند و در قالب شبکه‌هاي مستقل و بي‌طرف، به خورد مردم مي‌دهد


    رجا نيوز(ايمان امروز)




  • فارا عطايي ( شنبه 7/2/1387 :: ساعت 4:12 عصر)

    هفته معلم بود..


    ميون بچه ها غلغله تهيه هديه برا دبيرا بود.....من براي خانم فلاني..منم براي خانوم فلاني.. بچه ها من هم براي خانوم فلاني..


    هر كدوم از بچه ها برا يكي از دبيرا هديه ايي مي خواست تهيه كنه..تقسيم بندي ها انجام شده بود...


    اما بچه ها يكي از دبيرا رو يادشون رفته بود..


    من يه گلدون برا اقاي موسوي دبير ادبياتمون خريده بودم و خيلي هم دوستش داشتم و مي خواستم كادومو به اقاي موسوي بدم...دلم خيلي برا خانوم دبيرمون سوخت..هيچكس نميخواست بهش هديه ايي بده..دبير طرح كاد مون بود....


    نميدونستم چكار كنم....همه بچه ها هم انتظار داشتن من بهش هديمو بدم....اگه هديمو ميدادم ....اونوقت نميتونستم به اقاي موسوي هديه ايي بدم...به تبريك و چند شاخه گل اكتفا كردم و اقاي موسوي هم كه يه معلم عالي بود...اونقدر طرفدار داشت كه بي نصيب از لطف بچه ها نشد..


    خانوم دبير  داشت به يكي از بچه ها يكي از ريزه كاريهاي دوخت دامن رو ياد ميداد..رفتم جلو و هديه رو بهشون دادم..


    نميدونين چقدر خوشحال شده بود....همه بچه ها به من نگاه ميكردن...هديه من از لحاظ قيمت ارزشي نداشت ولي ..


    خوشحالي معلمم خيلي ارزشمند بود...اصلا لطف هديه همينه....


    حالا كه خودم معلمم....اين حسو بيشتر درك ميكنم...روز معلم ..كل دفتر و كلاسها پر گل و بهار نارنجي ميشه كه بچه ها قاطي گلبرگهاي گل محمدي رو سر معلماشون ميريزن...


    روز معلم ميتوني ببيني كه بچه ها كدوم معلمو بيشتر دوست دارن..و كدوم معلم درس عشق رو تو كلاس زمزمه ميكنه...


    روز معلم به همه معلمان دلسوز و مهربان مبارك باشه..به اونايي كه واقعا اين حسو دارن كه بابا و مامان شماره 2 بچه ها


    هستن ...البته نه از نوع زميني ...معنوي شو ميگم......


    (راستي يه روز سر صف به بچه ها گفتم كه ما معلما مادر دوم شماييم كه ديدم بچه ها همه زدن زير خنده...من هم كه خندم گرفته بود گفتم نه از نوع نامادري از يه لحاظ ديگه...مادر معنوي)


     




       1   2   3   4   5   >>   >

    ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [13/2/1387- 6:5 ع] از بس سياه نمايي كردند سياه شديم
    [7/2/1387- 4:12 ع] روزت مبارك
    [3/2/1387- 9:47 ص] منم يه اهوي پا شكسته
    [26/1/1387- 1:43 ع] السلام عليك يا رئوف
    [23/1/1387- 7:18 ع] مشاعره فرهنگيان بلاگر
    [22/1/1387- 1:31 ص] نگاهي به فيلم فتنه
    [18/1/1387- 6:23 ع] مسيح عزيز...سلام
    [11/1/1387- 5:32 ع] دلم گرفت اي همنفس
    [10/1/1387- 5:25 ع] تصاوير زندگي يك رئيس جمهور
    [9/1/1387- 9:30 ص] نوروز منتظران
    [2/1/1387- 5:12 ع] ايران، تقديم به دوست عزيزم
    [27/12/1386- 10:36 ع] براي انانيكه راي دادند يا ندادند؟
    [23/12/1386- 9:54 ص] براي انهاييكه راي نميدهند...
    [17/12/1386- 11:32 ع] با كلام رهبر در انتخابات
    [17/12/1386- 11:30 ع] سالهاست كه مرده اند
    [همه عناوين(124)][آرشيو شده ها]