سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران

ماه و مهر
 
قالب وبلاگ

سلام عید غدیر بر همه شما مبارک..

عید ولایت علی علیه السلام

این انسان والا و شریف که انسانیت رو معنا داد...

دوتا عید بزرگ رو پشت سر گذاشتیم..

اما برای عده ایی از مسلمانان همه این روزهای خدا غمگینه...

بازهم یه علی می خواد که مرهم دل شکستشون باشه...

خدایا چه صبری داری تو ..قربونت برم.....یعنی بعد این صبرت چه بلایی می خوای سر همه نامردایی بیاری که این صحنه هارو میبیننو خم به ابرو نمیارن...

بازم صد رحمت به غیرت اون خبرنگار عراقی که رمی جمرات رو با کفشش کرد....

سران بی غیرت عرب باید عبرت بگیرن..

امروز که از اخبار این خبرو شنیدم ....کار این عراقی رو تحسین کردم....

یعنی این سران عرب خجالت نمیکشن با این جانی هم صحبت میشن...

یاد حرفای رهبر عزیزمون افتادم که این سران بزدل و ترسو ملتهای شجاع ور زبون میکنن..

توی این شبهای عزیز ...شب عید غدیر دعا برای رهایی مردم مظلوم غزه رو از یاد نبریم..

دعا برای فرج اقا امام زمان(عج)

 


[ دوشنبه 87/9/25 ] [ 4:42 عصر ] [ فارا عطایی ] [ نظر ]

این روزها نوار غزه توسط دولت یهودی اسراییل و همچنین دولت مسلمان مصر تحت محاصره است محاصره سوخت غذا و......امروز به وبلاگ یکی از دوستان سرک کشیدم و مطالبی که ایشان در مورد این محاصره نوشته بود را خواندم من هم تصمیم گرفتم بنویسم به نام فلسطین و به یاد غزه غزه تنها ترین شهر دنیا حسنی مبارک نا مبارک اکنون با همکاری دولت اسراییل نوار غزه را در محاصره قرار داده با خود فکر کردم چرا؟می دانم چرا به این دلیل که مردم فلسطین فلسطینشان را می خواهند و حماس را اما ظاهرا حماس و دولت آن خاری در چشم مبارک و سران عرب است.اسراییل غزه را به دلیل شلیک چند موشک شبیه اسباب بازی (همان دارت خودمان) تحت محاصره قرار داده به دلیل ایجاد رعب و وحشت توسط حماس برای ساکنان و شهرک نشینان نازنازی اسراییلی اما فلسطین کی می تواند اسراییل را به جرم شصت سال نسل کشی و آدم کشی و اشغال و تجاوز تحت محاصره در آورد؟می دانم نمی تواند چون سران و شیوخ عرب آرزوشان ......شدن با ستارگان هالیوودی است و چشمانشان به تختخوابهاشان دوخته و گوش هایشان در حال شنیدن موسیقی لوپزی است و کجا چشم و گوشی دارند برای دین و شنیدن  مردم بیگناه غزه  سران عرب به امید آمریکاست که سالها بر ملت هایشان حکومت می کنند و کی می توانند در مقابل ارباب بزرگ جسارت کنند بوش جانی به هر جایی که سفرکرد با تظاهرات ضد آمریکایی و با تخم مرغ های گندیده مورد استقبال قرار گرفت، این مسئله حتی در نزدیک ترین کشورها به آمریکا چون انگلیس و استرالیا نیز دیده شد. مردم معترض در این کشورها وی را جنایتکار جنگی خواندند، شهردار لندن حاضر به دست دادن با وی نشد، برخی از سیاستمداران استرالیا در ضیافت شامی که به خاطر او برپا شده بود شرکت نکردند ، اما متاسفانه سران و وزرای عرب برای استقبال از چنین چهره منفوری به صف شده اند.
پادشاه بحرین در مراسم استقبال از رئیس‌جمهور آمریکا، با اعطای نشان بسیار ممتاز دولت بحرین با عنوان "نشان عیسی" و آویختن آن به گردن جرج بوش، از وی تجلیل کرد و مراتب بندگی خود را به ارباب نشان داد

ولیعهد ابوظبی با اهداء یک شاهین شکاری به رئیس جمهور آمریکا از وی تقدیر کرد و به او ناز شصت داد

و دیگر سران عرب با گستردن فرش قرمز زیر پای او، دودکردن اسپند و رقص های سنتی با او و دادن هدیه های گران قیمت به وی از او به خاطر خدماتش تقدیر کردند. خدماتی که چند سالیست خاورمیانه از آن بی نصیب نمانده:

1- ویرانه شدن عراق و افغانستان

2- کشتار 5/ا میلیون و آوارگی 5 میلیون عراقی

3- گسترش ویروس اختلافات طایفه ای در منطقه خاورمیانه

4- کوشش برای قانونی جلوه دادن شهرک های صهیونیست نشین در اراضی فلسطینی

5- و دستاورد اخیر سفر وی فاجعه انسانی غزه است

فاجعه ای که همزمان با پایان سفر بوش به منطقه و چراغ سبز کاخ سفید به رژیم صهیونیستی آغاز گردید

سران تلآویو به طور همزمان با مسدود کردن تمامی مرزهای زمینی منطقه غزه حملات سهمگین موشکی علیه مناطق مسکونی این بخش از فلسطین را در دستور کار خود قرارداده اند. بستن مرزها و قطع شدن ارسال مایحتاج روزانه مردم به همراه حملات مرگبار این رژیم غزه را درآستانه بحرانی تازه قرار داده است.

اکنون ?  ? ?/?میلیون نفری غزه که با کمک‌های مالی و غذایی سازمان‌های بین‌المللی زندگی می‌کنند،به دلیل کمبود مواد غذایی در آستانه فاجعه انسانی قراردارند.

تمامی معابر ورودی و خروجی این شهر توسط نظامیان صهیونیست و مصری بسته شده و حتی از ورود هرگونه امداد و کمکهای مالی و غذایی نیز جلوگیری میکنند...

و مصیبتهای بیشماری که امروز دامنگیر مردمان عرب فلسطینی شده است.

و آنچه باعث تاسف گردیده سکوت سران عرب و شراکت آنان است در این جنایت گویی که چشم و گوش بسته اند و در انتظار نابودی برادران عرب خود هستند

و حالا باید گفت : ای سران عربی آمریکایی...............

منبع:وبلاگ دانشجویان سمنان


[ جمعه 87/9/8 ] [ 4:39 صبح ] [ فارا عطایی ] [ نظر ]

اگر منتظر واقعی بودم

... ناامیدی را از خود دور و امر به معروف و نهی از منکر را از خود شروع می کردم.
... هیچ گاه گناه نمی کردم.
... در شب و روز و لحظه لحظه زندگیم از خدا می خواستم به عزت محمد و آل محمد(ص) ظهور مولایم را نزدیک تر گرداند و موانع ظهورش را برطرف فرماید.
... تا مطلع الفجر می ماندم، همان سپیده ای که به ما وعده داده اند و از آن وعده دهندگان جز صداقت انتظار نیست.
... اول به خودسازی می پرداختم و خانه دل را از همه تعلقات پاک می کردم؛ آنگاه منتظر فرج می شدم.
... ایستگاههای انتظار را با عشق و ایمان و دعا زیباتر می کردم.
... خویشتن خویش را به گناه نمی آلودم.
... جان خود را در راه تو، برکف دست می نهادم.
... زمینه را برای ظهور تو آماده می کردم.
... جز به سلاح صلاح مجهز نمی شدم.
... هر شب تا پگاه و هر بامداد تا شامگاه، لب و دل و جانم را با رایحه یاد و نام تو عطرآگین می کردم.
... هیچ واقعه ای نمی توانست مرا از تو جدا کند.
... تنها سر بر آستان محبت تو می ساییدم و هیچ وقعی به دیگران نمی نهادم.
... فرامین جانشین گران قدرت، ولی فقیه را به جان می خریدم و تا کوی جانان به سر می دویدم.
... هر روز شعله عشق حضرتش را در دلم شعله ورتر می کردم و برای تعجیل در فرجش بسیار دعا می نمودم که پیامبر(ص) فرموده اند »با فضیلت ترین اعمال امتم انتظار فرج از خداوند است«.
... به دستورات دینی عمل می کردم و تکلیف خود را انجام می دادم، نه تنها درون خود را اصلاح می کردم بلکه به راهنمایی و ارشاد دیگران هم می پرداختم.
... از تو دور نبودم.
... آن موقع خوشبختی را معنا می کردم.
... هیچ وقت حتی در خواب هم تو را فراموش نمی کردم. در کوچه پس کوچه های شهرها و روستاها به راه می افتادم و از تو و از تو می گفتم.
... صدای گریه هایت را می شنیدم و اشکهای زلالت را می دیدم. آنوقت دلم تاب نمی آورد من هم در میان کسانی باشم که آسمان دلت را ابری می کنند و چشمانت را بارانی.
... وجودم مالامال از عشق، محبت و صمیمیت می شد و دل و جانم را با عطر حضورت شست وشو می دادم.
... سوار بر اسب انتظار بر دشت زمان می تاختم و صحراهای خشک مبارزه با نفس را درمی نوردیدم و از کوههای تحمل مصائب بالا می رفتم. دریاهای پر تلاطم مشکلات را پشت سر می گذاشتم و جنگلهای سرسبز و زیبای جاذبه های دنیا را هیچ می انگاشتم.
... شرمنده رویت نبودم. مگر می توانم بگویم که غیبت نکرده ام، تهمت نزده ام، از یاد خدا غافل نشده ام و... اما باور من! همواره دوستت داشته ام، اگر منتظر و مومن واقعی نبوده ام اما همواره تو را به شفاعت گرفته ام و شفاعتم کرده ای. کمکم کن تا منتظر واقعی باشم!
... روح من اشتیاق یک رود بود و دستان خاکیم سرشار هوس رویش، دیدگانم لبریز ابرهای بارانی پروراننده و حرفهایم دانه های در اشتیاق رویش، که به دنبال دشتی حاصلخیز سرک می کشیدند.
... تجلی گامهای مهربانت را می دیدم که به یاسهای همیشه آرام باغ وعده می دهد شاید جمعه ای دیگر...
... چشمهایم را فرمان می دادم که تنها به دیدار روی زیبای تو به انتظار بنشیند. اللهم ارنی الطلعة الرشیده والغرة الحمید.
...گوشهایم را فرمان می دادم که تنها شنیدن ترنم ندای »انا بقیةاللَّه خیرلکم ان کنتم مؤمنین« را به انتظار بنشینید.
...قلب و زبان و دل را فرمان می دادم تا در حفظ و یاری سرود حضور مولایم هیچ گونه دریغ نورزند.
... تنها به انتظارت نمی نشستم بلکه خود به جست وجویت می آمدم.
... جمعه هایم آغاز نمی شدند مگر آن که صدای دلنواز قرآنت را می شنیدم و به نیمروز نمی رسیدم؛ مگر آن که نگاههایت را حس می کردم، و غروب جمعه ها را نمی دیدم؛ مگر آن که تو بر قلبم ظهور می کردی.
... خونی جوشان در رگ زندگی و قلبی در سینه تاریخ داشتم. در درون تاریکیها و سردیها به دمیدن سپیده دمان چشم داشتم و به امید طلوع خورشید می زیستم.


[ پنج شنبه 87/9/7 ] [ 9:35 عصر ] [ فارا عطایی ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

با ماه و مهر همسفر جاده های اسمانی باشید.
لینک دوستان
امکانات وب
head> آذر 1387 - ماه و مهر