جنگ صليبي ويلدرس عليه اسلام
پرويز جاهد
فيلم ضد اسلامي فتنه ساخته خيرت ويلدرس همانند فيلم تسليم تئو ون گوگ، فيلمي کاملاً ايدئولوژيک است که به انگيزه مبارزه با يک ايدئولوژي ديگر ساخته شده و تقريباً از همان فرم و رويکردي استفاده ميکند که ونگوگ در فيلم خود به کار بسته بود: فرم خطابهاي. يعني همان فرمي که در فيلمهاي تبليغاتي سياسي و آگهيهاي تجاري به کار گرفته ميشود و بيننده را با انبوهي از اطلاعات يک سويه و جهتدار بمباران ميکند و به اين طريق ميخواهد او را ترغيب به خريد يک کالا يا تحميل يک فکر يا عقيده سياسي کند.
در اين روش معمولاً فيلمساز موضعي قاطع و جزمي نسبت به يک موضوع يا پديده دارد و ميکوشد با استفاده از کنار هم چيدن مجموعهاي از تصاوير و صداها که فاقد ارتباط هاي روايي هستند، بيننده را مجاب به پذيرش موضع خود و ايدهاي از پيش تعيين شده کند.
خيرت ويلدرس دقيقاً از همين شيوه براي القاي انديشه ضداسلامي خود بهره گرفته است. او که پيش از اين بارها از پشت تريبون پارلمان هلند يا ميکروفونهاي رسانههاي جمعي اين کشور، انديشههاي ضد اسلامي خود را فرياد زده است، اينک همان انديشهها را ميخواهد با اتکا به فيلمي ناقص و سرهمبندي شده از نماهاي آرشيوي، به شکل يک بيانيه تصويري عليه اسلام، قرآن و مسلمانان ارايه دهد.
هدف ويلدرس از ساختن اين فيلم پراکندن ترس و وحشت از نفوذ و گسترش اسلام در غرب است و بايد گفت که وي تا اندازهاي در القاي اين ديدگاه خود به بيننده دچار اسلاموفوبياي غربي موفق است. چرا که او زمينه و شرايط را براي طرح اين ايده خود مناسب ميبيند و از احتمال مقبوليت آن نزد توده عام غربي آگاه است. او بر موج اسلاموفوبيايي سوار است که همتايان غربي او با کمک رسانهها ساختهاند و متکي به باورهايي است که در فرهنگ غرب زمينه دارد.
او براي القاي ديدگاه خود بر استدلالهايي تکيه ميکند که متکي بر باورهاي عمومي و رايج است و براي اين منظور تصاويري را جفت و جور ميکند که بيشترين تاثير حسي را بر بيننده بگذارد. تصاويري از سر بريده يک زن، گروگاني که سرش به وسيله مسلمانان تندرو در مقابل دوربين از بدن جدا ميشود، شليک مستقيم نيروهاي طالبان به سر يک زن افغاني و کودکان شيعه عراقي که قمه در دست دارند و خون از سر و روي آنها جاري است، به اندازه کافي دلخراش و تکان دهندهاند و حداقل ميتوانند همذات پنداري بيننده را نسبت به استدلال هاي سياستمدار/فيلمساز هلندي برانگيزند.
فتنه در دو بخش ساخته شده و بدون استفاده از نريشن (صداي راوي) روايت خود را پيش ميبرد. آنچه اين دو قسمت را به هم متصل ميکند نماي آغازين آن است که با تصويري از بمب ساعتي بر روي عمامه پيامبر اسلام در کاريکاتور توهين آميز دانمارکي و تايمري که در کنار آن عدد ?? (به نشانه زمان فيلم) را نشان ميدهد، شروع ميشود (صداي تيکتاکتايمر بر روي اين تصوير بسيار هشداردهنده است) و در پايان فيلم، دوباره به همين تصوير ارجاع ميدهد منتهي اين بار وقتي تايمر بمب به صفر ميرسد، برق صاعقهاي ميدرخشد و صداي رعدي شنيده ميشود و به اين ترتيب خيرت پيام اصلي فيلم خود را که انفجار بمب اسلام در قلب اروپا و نابودي تمدن غربي است، ابلاغ ميکند.
تصاوير بخش اول که عمدتاً از يوتيوب و سايتهاي اسلام گرايان تندرو انتخاب شده و به ناشيانهترين شکلي با بيسليقگي تمام، کنار هم چيده شده يا درهم ديزالو ميشوند تا اين فکر را القا کنند که اسلام دين خشونت، ترور و قتل است و قصد نابودي پيروان همه اديان ديگر و غلبه بر جهان غرب را دارد. ظاهراً فيلمساز با حذف گفتار (نريشن) ميخواهد زيرکانه ادعا کند که من فکرم را به مخاطب تحميل نکردهام بلکه او را در قضاوت آزاد گذاشتهام. اما در واقع او با نشان دادن تصاويري از قساوتها و جنايتهاي مسلمانان افراطي در نقاط مختلف جهان و استناد به برخي آيات قرآن، تخم ترس و وحشت و نفرت از اسلام را در دل مخاطب غربي ميکارد و او را نسبت به آينده تمدن غرب مضطرب و نگران ميسازد.
بحث در درستي يا نادرستي اين تصاوير، به طور مجزا نيست. بدون ترديد بسياري از سخنان و احکام خطيبان تندرو اسلامي عليه غرب و دستاوردهاي مهم آن مثل ليبراليسم، دمکراسي و آزادي بيان واقعي است و ساختگي نيست. اما بحث بر سر شيوه استدلال فيلمساز/سياستمدار و چيدن اين سخنان و تصاوير کنار هم و هدايت آن به سمتي است که فکر مورد نظر او را القا کند.
آقاي ويلدرس با انتخاب عنوان فتنه، ميخواهد بر چالش بين اسلام (به عنوان کليتي يکپارچه) و دنياي غرب تاکيد کند. در روايت خيرت، تنها با يک قرائت و تفسير و در نتيجه يک تصوير از اسلام مواجهايم و آن قرائت طالباني و بنيادگرايانه از اسلام است. وي در چيدمان تصاوير و صداهايش مطلقاً به قرائتهاي مختلف از اسلام ارجاع نميدهد، بلکه آگاهانه و زيرکانه همه قرائتهاي معتدل، ميانهرو، صلحطلبانه و مدرن از اسلام را حذف کرده و تنها بر قرائت تنگنظرانه، خشن و فاشيستي از اسلام تکيه مي کند.
او از ميان ???? آيه قرآن تنها آياتي را انتخاب ميکند که در آن مسلمانان به جهاد عليه کافران و کشتن آنها دعوت شدهاند. وي بدون اينکه زمينه نزول چنين آياتي را در نظر بگيرد، آنها را از کانتکست موضوعي و تاريخي خود جدا ساخته و به شکل شعارهايي ترسناک و تهديدآميز به بيينده ارايه ميکند. اين همان کاري است که القاعده، طالبان و همه افراطگرايان اسلامي ميکنند. آنها نيز با هايلايت کردن و برجسته ساختن اين آيات، مسلمانان را به جهاد عليه غرب فرا ميخوانند و قتل عام مردم بيگناه را موجه جلوه ميدهند. خيرت نيز به همين حربه متوسل شده است.
در اين ميان اين قرآن است که به عنوان کتابي مقدس که مورد احترام ميليونها مسلمان است مورد استفاده ابزاري قرار گرفته و در جهت اهداف و مقاصد سياسي خاص از آن بهره برداري ميشود. خيرت در فيلم خود، کتاب مقدس مسلمانان را به سلاحي عليه خود آنها بدل ساخته است.
تکرار تصاوير مربوط به قربانيان بمبگذاري هاي لندن و مادريد و استفاده از تصاوير واعظان مسلمان تندرو به صورت سوپرايمپوز بر روي اين تصاوير و همخواني کلام اين واعظان با آيههاي قرآني که از زمينه اصليشان جدا شدهاند، روايت را به جايي ميرسانند که با شعارها و ايدههاي اسلامي جهانگستر برخي از رهبران کشورهاي اسلامي مثل رييس جمهور ايران تکميل شده و بيينده هلندي را براي ديدن بخش دوم فيلم و پذيرش ايده ضد اسلامي فيلمساز آماده ميسازد.
به علاوه فيلمساز سعي کرده با استفاده از موسيقيهاي فاخر و کلاسيک مثل قطعه رقص عربي چايکوفسکي و اپراي پير گينت ادوارد گريگ (بر اساس نمايشنامه هنريک ايبسن)، فقر تصويري وحشتناک فيلم را جبران کرده و به آن وجهه فخيمانهاي بدهد.
در بخش دوم فيلم، خيرت با دست گذاشتن روي حساسترين، داغترين و ملتهبترين موضوعهاي جاري در جامعه هلند و به طور کلي جامعه غرب يعني حقوق زنان، کودکان و همجنسگرايان که از سوي مسلمانان تهديد ميشود، تصوير سياه و بدبينانه خود از اسلام را تکميل کرده و به هلنديها هشدار ميدهد که اگر دير بجنبند، تمدن، فرهنگ و آزاديشان به وسيله مسلمانان از دست خواهد رفت.
تصوير قطاري که از سمت چپ کادر وارد شده و با سرعت به سمت مسجدي در سمت راست کادر ميرود، به عنوان تمثيلي از آينده هلند و قدرتگيري و نفوذ اسلام در اين کشور (وبه طور کلي غرب) نشان داده ميشود.
نمايش آمارهايي از افزايش جمعيت مسلمانان در هلند و قاره اروپا از ???? تا امروز، حربه موثر ديگري براي ايجاد رعب و وحشت از اسلام در دل مخاطبان غربي است.
فيلم فتنه مطلقاً فاقد ارزش هاي هنري و سينمايي و تنها در حد يک موعظه سياسي، تبليغاتي و ايدئولوژيکي است که در کارزار تبليغاتي غرب عليه جهان اسلام ساخته شده است. خيرت ويلدرس با ساختن اين فيلم، اروپاييان را به جنگ صليبي تازهاي عليه مسلمانان جهان فراخوانده است.
راديو زمانه |