کلمه ارهاب يا تروريسم به معني ترس و ترساندن است و در زبان فرانسه در اوايل فقط در حوزه هاي سياسي بکار ميرفت.
در لغت نامه دهخدا نيز تروريسم به معناي اصول حکومت وحشت و فشار آمده است. و کلا در زبان فارسي اين کلمه بيشتر به قتل هاي سياسي و ترور اطلاق ميشود.
در واقع تروريسم گرفته شده از همان کلمه ترور است که در واقع يک مکتب براي ترور محسوب شده و در حال حاضر نيز به ترورهاي دولتي تروريسم گفته ميشود.
برخي دولتها که حکومت آنها بر مبناي فشار و اجبار بنا شده از اين روش براي تثبيت و ادامه حيات سياسي استفاده مينمايند که تروريسم دولتي عمدتا مخالفان حکومت را هدف قرار داده و بدنبال ايجاد رعب و وحشت مي باشد و در تعريفي ديگر به سياست مداخله و تهديد خشن يک دولت در امور دولتي ديگر و تخلف از قوانين بين المللي و منشور ملل متحد را تروريسم دولتي مي نامند.
امروزه با در نظر گرفتن تعاريف بالا اسرائيل مظهر تروريسم دولتي در جهان مي باشد اما متاسفانه بدليل نفوذ امريکا در سازمانهاي بين المللي از جمله سازمان ملل و شوراي امنيت مردم مظلوم فلسطين که خود قربانيان اين ترورها ميباشند به عنوان تروريسم معرفي مي شوند.

البته تا کنون رژيم صهيونيستي بارها و بارها توسط سازمان هاي بين المللي به عنوان تروريست معرفي شده اند ولي متاسفانه با مداخله امريکا و کمکهاي سياسي و اقتصادي و ديپلماتيک انجام شده همچنان اين تروريسم بزرگ و وحشيانه دولتي ادامه دارد.
رژيم صهيونيستي از زمان تشکيل تا کنون در چهار مرحله زماني برنامه هاي تروريستي خود را عليه مخالفان فلسطيني خود ادامه داده است :
مرحله اول : اين مرحله مربوط به سالهاي اوليه تشکيل اين رژيم يعني از 1951 تا 1966 است که شامل مراحل مختلف رشد و گسترس نظام صهيونيستي و تسخير زمين هاي فلسطين اشغالي مي باشد که در اين مرحله اين رژيم در حال ترغيب يهوديان براي مهاجرت به سرزمين هاي اشغالي بود و تمامي مخالفان يهودي خود را در کشورهاي ديگر با دو هدف از بين بردن مخالفان و نا امن نشان دادن کشورهاي ديگر براي يهوديان و ترقيب آنها به مهاجرت به سرزمين هاي اشغالي ترور مينمود.
مرحله دوم : اين مرحله از تروريسم دولتي اسرائيل نيز در بين سالهاي 1966 تا 1975 به عنوان مرحله توسعه و پيشرفت همه جانبه رژيم صهيونيستي و ايجاد فاصله علمي – سياسي و اقتصادي بين اين رژيم و کشورهاي عربي منطقه صورت گرفت و در آن سعي شد تا انديشمندان و دانشمندان عرب براي جلوگيري از پيشرفت علمي اعراب بخصوص در بحث هاي نظامي مورد ترور قرار گيرند چون اسرائيل بشدت از پيشرفت نظامي اعراب بخصوص در بحث هسته اي بيم داشته و آن را خطر بزرگي براي خود ميدانست که در اين راستا ميتوان به ترور فيزيکدان مصري دکتر سميره موسي و ترور دکتر نبيل القليبي که از فيزيکدانان و دانشمندان بزرگ هسته اي مصر بود نام برد و همچنين ترور دکتر يحيي الشمد که وي نيز از داشمندان هسته اي عرب بود.
مرحله سوم : بين سالهاي 1980 تا 1992 بود که در اذهان کشورهاي عربي منطقه سالهاي صلح رژيم صهيونيستي با آنهاست که البته در اين سالها آماج ترورها کاهش يافته بود اما ترورهاي داخلي فلسطيني ها همچنان ادامه داست.
مرحله چهارم : دوره زماني پس از کنفرانس صلح اعراب و اسرائيل در سال 1991 را تشکيل ميدهد که اسرائيل از همان زمان خود را دايه سلح جهاني معرفي کرده و از همان زمان نيز انتفاضه مسجد الاقصي شروع گرديد.
البته اسرائيل براي مشروعيت بخشيدن داخلي به تمامي خشونت ها و ترورهاي خود از ريشه هاي مذهبي و اعتقادي استفاده مينمايد که روزنامه صهيونيستي هاآرتس مينويسد : تورات سعي بر گرفتن انتقام دارد. عرب هاي اسرائيلي تنها هنگامي مي توانند از مرگ رهايي يابند و در کنار يهوديان در اسرائيل زندگي کنند که کاملا سر فرود آورند و خاضع باشند و با وضع پست و ذلت بار بسازند زيرا هيچگونه احترام انساني در بين نيست.
همچنين هس يکي از خاخاهاي نژاد پرست اسرائيل ميگويد : در وصيتي که به ما فرمان ميدهد تا کودکان و شير خوارگان عرب را بکشيم هيچگونه رافتي در ميان نيست.

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[25/5/1387- 1:30 ع] ببخشيد شما محبوب مرا نديده ايد؟
[21/5/1387- 11:18 ع] ملکا .....
[آرشيو شده ها]